دستاوردهاي ايرانيان كه فراموش شده




ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد. 

ـ آیا میدانید : 
کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. 

ـ آیا میدانید : 
داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد 

ـ آیا میدانید : 
داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . 

ـ آیا میدانید :
 داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد 

ـ آیا میدانید : 
داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد 

ـ آیا میدانید : 
داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت 


 


ـ آیا میدانید :
 اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید 

ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند 







ـ آیا میدانید : 
داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است 

ـ آیا میدانید : 
تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است 

ـ آیا میدانید : 
داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند 

ـ آیا میدانید :
 داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد 

ـ آیا میدانید :
 اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد 

ـ آیا میدانید : 
داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد 

ـ آیا میدانید : 
فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد 



آرتيميس








نخستین بانوی ایرانی که در حدود 2480 سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایار شا هخامنشی دریافت کرد.

آرتمیس نخستین بانویی که در تاریخ دریانوردی در جایگاه فرمانده دریایی قرار گر فت در سال 484 پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایار شا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران 800 هزار پیاده و 80 هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای 1200 کشتی جنگی و 300 کشتی ترابری بود.

در جنگ سالامین که بین نیروی دریایی ایران و یونان در گرفت شرکت داشت و دلاوری های بسیاری از خود نشان داد. او همیشه مورد ستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامین در دشوارترین شرایط جنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریا سالاری از سوی خشایار شا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که به دلایلی این ازدواج صورت نگرفت.

در دهه چهل خورشیدی یک ناو شکن با نام آرتمیس پاسداری از خلیج فارس را برعهده گرفت.





نارين قلعه




نارين قلعه يا نارنج قلعه مهمترين و ديدني ترين بناي تاريخي شهرستان ميبد است . اين قلعه از بناهاي مربوط به دوره ي اشكاني و قبل از اسلام است و در دوران مظفريان تعميراتي در آن صورت گرفت . اطراف آن خندقي بوده است و نقب هاي زير آن گاهي تا يك فرسنگ امتداد دارد.

در محرم سال 744 هجري قمري جنگ سرنوشت سازي كه با عث پيروزي آل مظفر بر چوپانيان گشت در اين محل اتفاق افتاده است . مساحت اين قلعه 3 هكتار و بنا در 7طبقه و داراي برج و بارو ودر بندهاي متعدد است و بالاي تپه اي مسلط بر شهر ميبد قرار دارد. قطر پايين ترين حصار قلعه كه قسمت بزرگي از آبادي ميبد را در بر مي گرفت 5 و در بعضي قسمت ها به 20 متر مي رسيده است.

نارنج قلعه 4 برج گرد بلند دارد و آن چه امروزه از آن باقي مانده قسمت مركزي آن است و نشانه هايي از برج ها و باروها در روستاي كوچك كوشك باقي است.

كوشك يا كوچك نزديك ترين روستا به دژ بوده است و بيشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسياب در بر مي گرفته استزيباترين بادگيرها ،‌خانه ها و كوچه هاي سابات دار در جهان را در محله زيبا مي توان مشاهده كرد . نارنج قلعه داراي اتاق هاي متعددي است كه در حال حاضر قسمت هايي از اين اتاقك هاي كوچك تودرتو ، موجود است و بسياري از آن ها نيز به علت قرار گرفتن در طبقات پاييين و ريختن راه روها هنوز كشف نشده است.

بعضي نارين قلعه را همان( دژ سفيد)شاهنامه فردوسي مي دانند. يك روايت  افسانه  هم حكايت از آن  داردي كه قلعه در زمان كيومرث ساخته شده و اولين آدم ها از راه آب و دريا به آن پا گذاشته اند. بعضي ها هم آن را ساخته ي سپهبد ساساني (  مهبد) مي دانند. مهبد از سرداران قباد و انوشيران بوده است.





آتوسا زني آسماني











آتوسا دختر کورش و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش و مادر خشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.
چیز زیادی جز اینکه شاهد حکمرانی 4 پادشاه بوده و نقش تصمیم گیرنده داشته است ، نمی دانیم. اولین شخصیت تاریخی-افسانه ای که به همین نام از او نام برده شده است دختر گرشاسب پادشاه کیانی بوده است. البته گاهی با نام هوتوسا نیز خوانده شده است.
در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود. هوتوسا کیانی و آتوسای هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند.هوتوسا علاقه مند به ازدواج با گشتاسب بود.با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد.او اولین شخصی بود که به دین زرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویده است.سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد.. از اینجا هوتوسای افسانه ای به عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد.از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود می گذاشتند. از میان آن دختران مهمتر از همه آتوسا دختر کورش بود.خواهر و همسر اردشیر دوم و همسر اردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند
زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی
علی رغم اینکه اطلاعات ما درمورد آتوسا بسیار محدود است اما می توانیم قسمتی از زندگی سیاسی و فرهنگی او را در مدت زمان زندگی طولانیش دنبال کنیم
هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت.زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد. آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان ایرانیان که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسابه عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست.و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغهای زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند.به خوبی می توان حدس زد که آتوسا علی رغم موقعیت اجتماعی و نفوذی که داشته از زیبایی نیز برخوردار بوده است.پس از اینکه کمبوجیه در مصر خودکشی می کند داریوش شاه با آتوسا ازدواج می کند. این ازدواج چند دلیل داشته است.
1- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می داد 2- از آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد.3- از آنجا که آتوسا زنی جاه طلب و قدرت طلب بود از طریق این وصلت می توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند.
از اینجاست که آتوسا لقب بانوی بانوان می گیرد . هرودوت می گوید آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود داریوش شاه همواره از نصیحتهای او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند.هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید" چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نائل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند. " اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. گفته شده است که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود. و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره می برد. آتوسا از صلب داریوش شاه دارای 4 فرزند شد. که بزرگترین آنها خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود. و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند.مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت می رسید. اما آتوسا آنقدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند.در زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت می کرد.همانطور که قبلا گفتیم آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد می کرد. می توان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار آتوسا بیشترین نقش را بازی می کند.
آتوسا جنگ ایران و یونان را به صلاح نمی دانست و از جمله کسانی بود که با این جگ مخالفت کرد. وقتی خبر شکست پسرش را شنید به شدت خشمگین شد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده است. احتمالا" آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می باشد
(قابل ذكر هست كه در دين زردتشت و قبل ازآن دختري را كه هم سن دختر خود بوده انتخاب مي كردن و نام دختر خود را بر روي آن ميگذاشتن و مثل دختر خود آن را بزرگ مي كردن اگر چه بارها در تواريخ اين ذكر نشده و مي توان گفت ازدواج خواهر و برادري در دين زردتشت و قبل از آن وجود نداشته بلكه ازدواج با هما ن دختري بوده كه هم نام دختر خودشان مي باشد)




منشور كورش كبير




در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی در بابل در میان‌رودان، هورمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.[۵] جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان اکدی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

از سوی دیگر در سال‌های اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

[ویرایش] ساخت منشور

کوروش دوم، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاج‌گذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرینمردوک که کهن‌ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.

به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار گرفت



نگين كوير





یزد نگین کویر
است و مورخان یونانی شهر کهن و باستانی یزد را «ایستاتیس» می خواندند. این شهر تاریخی ویژگی های خاص خود را دارا می باشد. یکی از شاخص ترین نشانه هایی که منطره ی عمومی شهر یزد را از دیگر شهرهای کشور متمایز می سازد، وجود بادگیرهای متنوع آن است. بادگیرها به فضاهای مسکونی قدیمی تعلق دارند. غالب آب انبارهای درون شهری دارای بادگیر هستند که تعداد آن ها بین یک تا شش بادگیر متغیر است و به عنوان وسیله ای برای تهویه و خنک ماندن آب از آن ها اسفتاده می شده است. بادگیرها هم چنین برج هایی هستند که با توجه به نحوه ی ساختمان ویژه خود جریان هوا را به داخل بناهای مختلف هدایت می کنند. بادگیرها تزییناتی با گچ و آجر به همراه دارند و در قدیم ارتفاع و نوع تزیینات آن بیانگر منزلت اجتماعی و تشخیص صاحب آن بوده است.
این شهرستان اماکن دیدنی و جاذبه های جهانگردی متعددی دارد که از مهم ترین آن ها می توان به مسجد جامع کبیر یزد، مسجد جامع فهرج، بقعه سید رکن الدین، مجموعه تاریخی باغ دولت آباد، برج و باروی قدیمی شهر، مسجد و تکیه امیرچخماق، آب انبار شش بادگیری، زندان سکندر، آتشکده ی زردشتیان، باغ مشیر، خانه ی ملک التجار، باغ ناجی، خانه ی عرب زاده (موزه ی سکه)، موزه ی تعمیر آینه، ساعت مارکارف خانه رسولیان، خانه لاری ها، پیر چک چک در اردکان، جام خان، بارا خان و... اشاره کرد.
در زیر به اختصار به شرح برخی از این مکان های تاریخی می پردازیم.
مسجد جامع کبیر یزد:
یکی از درخشان ترین بناهای شهر یزد را می توان مسجد جامع نامید. درخشندگی کاشی ها، بلندی منارها، زیبایی گچ کاری های شبستان زمستانی وسیع هر یک عنصری و عاملی از بزرگی، زیبایی و هنرمندی این یادگار ارجمند و هزار ساله ی یزد است. ایوان بزرگ، غرفه ها، گوشواره ها، رواق ها و طبنی های ان همه در حد کمال زیبایی است و معماری با شکوه پارتی را با همه ی جلال و احتشام و زیبایی و ریزه کاری به یاد می آورد. این مسجد تا پیش از انقلاب اسلامی محل برگزاری نماز جمعه بود. اما پس از پیروزی انقلاب به لحاظ محدودیت فضا، اقامه ی نماز جمعه به مسجد مرحوم آخوند ملا اسماعیل منتقل شده است.

میدان میرچخماق (امیرچخماق):
میدان میرچخماق، اثری از قرن نهم هجری و یادگاری از دوران حکومت امیرچخماق شامی است. جلال الدین امیرچخماق که به دستور شاهرخ تیموری به حکومت یزد رسید، با هم دستی همسر خود فاطمه خاتون، آثاری چند در یزد بنا کرد. مهم ترین این اثار مسجد جامعه نو بود که هم اکنون نیز برقرار است و به نام مسجد میرچخماق معروف است. بانیان در شمال مسجد میدانی ایجاد کردند که اکنون هم پابرجاست و مرکز شهر یزد است. این بنای عظیم یکی از معرف های شهر یزد است

باغ دولت آباد:

باغ دولت آباد یکی از باغ های معروف ایرانی است که در زمان محمدتقی خان (دوره ی زندیه) طراحی و ساخته شد. بخش عمده ی آن از جمله عمارت هشتی و بادگیر باغ را که تخریب شده بود، سازمان ملی حفاظت اثار باستانی ایران مرمت کرد. باغ دولت آباد مجموعه ای از ساختمان های مختلف است که محل اقامت (خان) حاکم وقت و دستگاه حکومتی وی بوده است. عناصر متشکله مجموعه چنین است: عمارت سردر جنوبی، عمارت حرم سرا، عمارت تالار آینه، عمارت تهران، آب انبار دو دهانه، عمارت هشتی و بادگیر. جالب ترین بنای مجموعه را عمارت هشتی و بادگیر تشکیل می دهد که تلفیق جریان هوا و آب به زیباترین شکل صورت گرفته است. بادگیر باغ دولت آباد با 33 متر بلندی از سطح زمین شاهکار مهندسی و نشانه ی نبوغ و توانمندی فکر و دست معماران یزدی است.
آتشکده ی زردشتیان:
این عمارت که در فهرست آثار معماری معاصر یزد قرار دارد، به همت زردشتیان یزد و پارسیان هند در سال 1313 خورشیدی تحت نظارت و سرپرستی آقای ارباب جمشید امانت بنا شد. ساختمان اصلی در وسط حیاطی بزرگ بر بلندی قرار دارد و آن را درختانی همیشه سبز احاطه کرده اند. حوضی بزرگ در محور ورودی بنا به آن زیبایی خاصی بخشیده است. آتش در محفظه ای بلندتر از سطح زمین در اتاقی نسبتا وسیع و دور از تابش خورشید قرار گرفته و اتاق هایی برای مراسم نیایش پیرامون آن طراحی شده است. در مورد قدمت تاریخی آتش آتشکده می گویند: 1515 سال پیش این آتش از آتشکده ی ناهید پارس به روستای هفتادر (نزدیک عقدا) منتقل شد و از آن جا به ترک آباد در اردکان نقل مکان کرد. و پس از سی سال نگهداری در غار اشکفت یزدان آن را در سال 1325 خورشیدی به شهر یزد آوردند و در خانه ی دستور بزرگ شهر، در محله ی دستوران جای داده شد و از آن جا به گهنبار خانه و محل کنونی این آتش خیابان آیت ا... کاشانی یزد کوچه آتشکده انتقال یافت. سرستون ها و از اره های سنگی این بنا با نقوش برجسته زیبا، کار هنرمندان اصفهانی است که در اصفهان تراش خوردند و به یزد حمل شدند.
ساعت مارکار:
در یزد به ویژه در مرکز آن میدان های قدیمی متعددی وجود دارد که مجموعه ای به هم پیوسته از بناهایی هم چون مسجد، بازار، حمام، آب انبار را در جوار خود جای داده اند، یکی از این میدان ها میدان وقت و ساعت میدان مارکار می باشد. این میدان قدیمی اثری از نیمه ی اول قرن هشتم هجری است و در حال حاضر اکثر بناهای اطراف آن از بین رفته است و تنها در مدرسه ی سید رکن الدین و یک انبار قدیمی بر جای مانده است. در این میدان یک دستگاه نجومی و رصدی موسوم به اوقات و ساعت (725) هجری قمری قرار داشته که در زمان خود از دستگاه های مهم علمی بوده و نام میدان از این دستگاه گرفته شده است.
پیر چک چک (چکچکو):
محلی است در 48 کیلومتری شهر یزد که زردشتیان به آن جا اعتقاد داشته و مقدسش می شمارند وجه تسمیه اش این است که چون آب به صورت چک چک از کوه های سخت و بریده ی سنگی فرو می ریزد چک چک یا چکچکو می گویند. زردشتیان این محل را «پیرسوز» می خوانند و از روز سوم تا دهم تیرماه برای زیارت و پرداخت نذورات به این جا می آیند.
پیرهرپشت:
این زیارتگاه در 15 کیلومتری شهر اردکان بردامن کوه های پست واقع است. دلیل اعتقاد زردشتیان به آن غیب شدن کنیز بانوی یزدگرد در این محل بوده است. هر سال روز هجدهم فروردین زردشتیان برای زیارت به این محل می آیند.
زندان سکندر:
بنایی است با گنبد مرتفع که پا تا سر با خشت خام ساخته شده است. طبق نظرات تایید نشده اسکندر پس از ورود به ایران در یزد قلعه ای جهت زندانیان ساخته است.
خانه ی رسولیان:
از خانه های ارزشمند یزدی که در سال 1368 به صورت وقف در اختیار دانشگاه یزد قرار گرفت و پس از مرمت هسته ی اولیه دانشکده ی معماری و شهرسازی، حیات نوین خود را آغاز کرد.
خانه ی ملک التجار:
این خانه متعلق به ملک التجار شهر بوده و حدود یک صدو بیست سال قبل ساخته شده است. نقاشی اتاق های این خانه از حیث اسلوب کاملا با نقاشی های عمارت نارنجستان شیراز هم سان است




رويداد نامه نبونيد و كورش كبير





رویدادنامه نبونید و کوروش بزرگ

شاه آستیاگ، سپاهش را فراخواند. آنان بسوی کوروش، شاه اَنشان به پیش تاختند تا به نبردی پیروزمندانه با او در آیند. اما سپاهیان آستیاگ بر شاه خود شوریدند. او را به زنجیر کشیده و به کوروش سپردند. آنگاه کوروش، بسوی کشور هگمتانه پیش تاخت و سرای پادشاهی او را تصرف کرد.

شاه نَبونید در تِما اقامت گزیده بود. اما ولیعهد، بلندپایگان و سپاهیان در بابل بودند. شاه برای آیین‌های ماه نيسانو (جشن آغاز بهار/ اَکیتو) به بابل نیامده بود. پیکر خدا نَبو به بابل نیامده بود. پیکر خدا بِـِل از اِسَگيلَه (نیایشگاه مَردوک) برای همراهی مشایعت‌کنندگان به بیرون نرفته بود. جشن سال نو برگزار نمی‌شد. اما برابر با سنت‌های همیشگی، پیشکشی‌ها به درون نیایشگاه‌های اِسَگیلَه و اِزیدَه برده شدند.

گَئوبَروَه فرماندار گوتیوم، همراه با سپاه کوروش بدون جنگ و پیکار به بابل اندر آمد و نگاهبانی از نیایشگاه اِسَگیلَه به سپرهای گوتیان سپرده شد تا مبادا هیچیک از سپاهیان به درون اسگیله و دیگر بناهای مقدس آن پا بگذارند. از آن پس، آیین‌ها و مراسم به مانند گذشته برگزار ‌شدند. 

کوروش به بابل اندر آمد. به پیش گام‌های او، شاخه‌های سبز افشانده می‌شد. او با مردمان شهر، پیمان صلح و آشتی گذارد. کوروش به همه مردمان بابل، پیام درود و شادباش فرستاد. گئوبَروَه به فرمانداری بابل برگماشته شد و همه خدایان اَکَد که نَبونید آنها را در بابل بی‌قدر کرده بود، به شهرهای مقدس خودشان بازگردانده شدند.

بانوی شاه (کاساندان) بمرد. یک بلندپایه، مراسم اشک‌ریزان را در اَکَد برگزار کرد. همگی مردمان با گیسوان پریشان در آن انباز گشتند.

کمبوجیه پسر کوروش، به نیایشگاه برفت و پیشکشی‌هایی را با دست خویش بر پیکر نَبو فراز برد. سپس از نزد نَـبـو بسوی اسگیله فرا رفت و در برابر بِـل و خدا مـاربیتی، گوسفندی را پیشکش بکرد.





گزارش تخلف
بعدی